امان از این مریضی
سلام فندق مامان
الهی من قربونت برم .مامانی نمی دونم از کجا شروع کنم بگم .از روز شنبه یعنی 3 روز پیش تو هیچی نمی خوردی لب به غذا نمی زدی.بابا هم اینجا نبود رفته بود تبریز .من و تو خونه مامان جون بودیم عصری رفتیم خونه خاله شیلا اونجا بابچه بازی می کردی با کلی ادعا و شکلک های جدید.اونجا که می خواستم پوشکت رو عوض کنم دیدم بله خانمی اسهال شده بعد یک خورده بعد تب اومد سراغت و بعدشم یک کوچولو کباب مرغ خورده بودی همه اونا رو هم بالا اوردی .خلاصه جونم برات بگه شب تا صبح هم کارم شده بود برات پوشک عوض کردن.خلاصه صبح من نرفتم اداره به بابایی گفتم وقت دکتر بگیره .تا وقت دکترمون دیدم تبت با پاشویه و استامینوفن نمی اد پایین یک شیاف کردم ولی باز اثر نکرد.خلاصه رفتیم دکتر آقای دکتر گفت شاید روده هاش عفونی شده دارو دادو 2 روز مرخصی برای من و اومدیم خونه .
جیگر مامان دیگه انقدر شربت و دارو خوردی که شرطی شدی تا دارو می بینی دهنت رو وا می کنی قربون اون دهنت کوچیکت برم من.
اسهال وتبت خیلی شدید بود .روز دوم هم وضعت بهتر نشد خلاصه هی پوشک عوض میکردیم.خلاصه از عرق نعنا گرفته تا سماق و نمی دونم ماست وکته وموز هرچی میگفتن که واسه اسهال خوبه اجرا میکردیم.تا اینکه روز دوم از چیزی که میترسیدم سرم اومد.مامانی قبلا بهت گفته بودم که وقتی اسهال میکنب بلافاصله پوستت حساسیت میده و می سوزی.از دیروز عصر هم که اسهال به یک طرف و سوزش شدید تو به خاطر سوختگی از یک طرف
.مامانی از دیروز عصری تبت قطع شده خدا رو شکر ولی چون نمی خواستیم صبحی که می ریم سر کار هوا بهت بخوره مامان جون زحمت کشید صبح زود ومد خونه ما تا از تو مواظبت کنه(خیلی به مامان جون زحمت می دیم ان شا الله وقتی بزرگ شدی جبران کنی فسقلی مامان).
ان شالله که زود زود خوب بشی .الهی امین


امان از این مریضی
